امروز میخوام یه نوشته رو براتون بزارم که در نهایت فقط نظراتتون رو بدونم. این یک مکالمه غیر مستقیم بوده که در محیط “چت” صورت گرفته و یک پای این مکالمه من هستم. اسم ها رو حذف کردم تا خدایی نکرده موردی پیش نیاد و دوستمون ناراحت نشه.
منتظر نظراتتون هستم
ME: تو کجایی؟
A Friend: کی ببینیمت؟
A Friend: من خونه ام
ME: غیر از امرو هر وقت شما بخواین
A Friend: امروز افسرده بودم نرفتم سرکار
ME: ای بابا چرا؟
ME: چت شد؟
A Friend: من هم امروز از خونه بیرون نمیام
A Friend: همین جوری
A Friend: بعضی وقتا میاد سراغم
ME: خب نزار بیاد
A Friend: خودش میاد در نزده و یه هویی
ME: عجب بی ادبی ئه 
ME: خب بزن بیرون حال و هوات عوض بشه
ME: از بر و بچز کسی نیست بری پیشش؟
A Friend: چرا امروز *** و *** بهم زنگ زدن گفتن برم پیششون نرفتم
ME: خب برو بابا
ME: دیوونه
A Friend: اصلن حال ندارم از خونه برم بیرون
A Friend: گوشیمم خاموش کردم
A Friend: که از سرکار بهم زنگ نزنن
ME: نکن این کارو
ME: بزن بیرون
A Friend: بیخیال
ME: هرچی بمونی تو خونه
ME: بیشتر اذیت میشی
A Friend: امروز فقط دلم میخواد تو خونه باشم و مشروب بخورم
ME: نمیخوام دخالت کنم، اما فکر میکنی اینجوری بهتره؟
A Friend: نه
A Friend: خیلی هم بده
ME: خب
A Friend: ولی من دیگه هیچ انگیزه ای ندارم
ME: برای چی نداری؟
ME: کار؟
ME: زندگی؟
ME: خوشی؟
ME: ؟
A Friend: هیچی
A Friend: دوست دارم زودتر تموم شه
ME: خب این اصلاً خوب نیست
A Friend: میدونم
A Friend: ولی فعلا که همین طوری داره میگذره
ME: رفیق جان
ME: یه فکری بکن
ME: این ماجرا مثل یه باتلاقه
ME: نزار توش بمونی
A Friend: باید زندگی مسیر خودش رو بره
A Friend: من جلوی هیچی رو نمی تونم بگیرم
ME: بعله
ME: قبول دارم
ME: اما میتونی مسیرش رو تغییر بدی
ME: به تقدیر اعتقاد داری یا نه؟
A Friend: راستش هم آره هم نه
ME: خب ببین
ME: ما ۲ مدل داریم
ME: یکی کسانی که به تقدیر اعتقاد دارن و میگن تقدیر جبر ئه و تغیییر نمیکنه
ME: یک سری هستند میگن تقدیر داریم ولی قابل تغییره و دست خود ماهاست
A Friend: من فکر می کنم دست خود آدمه
ME: سری اول میگن اگر قراره مثلآً یه سمگ بخوره به شیشه و بشکنه، حتما میشکنه. و هیچ چیز نمیتونه مانع بشه این تقدیر از اول جهان هستی بوده و تا آخر باقی میمونه
ME: سری دوم میگن این سنگ میتونه بخوره به شیشه و بشکنتش، اما ما میتونی با تغییراتی که در مسیر سنگ بدیم یا حتی جای شیشه رو عوض کنیم ، از شکستنش جلو گیری کنیم.
ME: یعنی، ما میتونیم تقدیر این شیشه که شکستنه رو با تغییراتی در شرایط، تغییر بدیم
A Friend: من میگم میشه از شکستن جلوگیری کنیم
ME: خب تو میگی سری دوم هستی که بیشتر به غیر جبر بودن تقدیر اعتقاد داری
ME: این خوبه
ME: پس بهتر نیست تو از شکستن خودت جلوگیری کنی؟
A Friend: اخه چیزی نشکسته
A Friend: من چیزی رو نمی بینم که شکسته باشه
ME: پس باید به این اعتقاد داشته باشی که میتونی یا مسیر سنگ رو عوض کنی یا جای شیشه رو
ME: نه!! مثاله
ME: اون شیشه خودتی
ME: سنگ هم مشکلات و چمیدونم! افسردگی ئه…
A Friend: آخه من نمیدونم مشکل کجاس
A Friend: مشکلم اینه
ME: بنا به اعتقادات خودت، هم میتونی جلوی سنگ رو بگیری، هم شیشه رو نجات بدی
ME: برای همین من مدت هاست که میگم آدم اگر میخواد مشکلاتش رو برطف کنه، اول از همه باید خودشو بشناسه و خودش رو پیدا کنه
A Friend: شاید
ME: بسیاری از ماها نه تنها خودمون رو نمیشناسیم، بلکه خودمون رو گم کردیم
A Friend: شاید من خودمو درست نمی شناسم
ME: و حتی نمیخوایم خودمون رو پیدا کنیم. این در شرایطی هست که حتی خودمونم نمیدونیم چه بلایی سرمون اومده و داره میاد
ME: نظریه من اینه
A Friend: شاید درست میگی
A Friend: ولی من فکر می کنم قضیه پیچیده تر از این حرفاست
ME: اگر آدما خودشون رو پیدا کنن و بفهمن چی هستند و چی میخوان، بسیاری از مشکلاتشون رو میتونن خودشون حل کنن
ME: چرا پیچیده تر این حرف ها!!
A Friend: مشکلات پیچیدسش
ME: یعنی خودت رو اینقدر پیچیده و مبهم میبینی؟
ME: رفیق جان، آدم ها همه اونقدر پیچیده هستند کهنمیشه تصورش رو کرد، اما آیا آدم نمیتونه خودی ئه خودش رو پیدا کنه؟ نمیتونه سر در بیاره که کی هست ؟
ME: فقط کافیه به جای اینکه بشینی و به مشکلاتت فکر کنی و خودت رو توشون غرق کنی، بشین به خودت فکر کن و درون خودت غرق شو، من اطمینان دارم که میتونی از درون خودت یه مروارید پیدا کنی و بیای بیرون…
ME: همه به خودت بستگی داره
ME: همین
A Friend: آره
A Friend: صابر من هم همیشه همینو میگم
A Friend: یعنی خودت رو اینقدر پیچیده و مبهم میبینی؟
A Friend: ولی نمی دونم خودم چرا اینجوری شدم
A Friend: من از فکر کردن راجع به خودم می ترسم
A Friend: همیشه فرار می کنم
ME: خب شاید چیزی درونت داری که ازش میترسی!!
ME: کار ناتموم
ME: کاری که وجودت رو اذاب میده
ME: نیمه گمشده!!
ME: هر چیزی
ME: من هم همین مشکلات رو چندی قبل داشتم
ME: اما تونستم تا حدودی بهشون غلبه کنم
ME: اما هنوز هم کمی ازشون درونم هست
A Friend: نمی دونم
A Friend: اصلن نمی تونم تصمیم بگیرم و فکر کنم
ME: اعتقاد قلبی دارم، وقتی بتونی خودت رو بشناسی و اهدافی رو که داری روشن کنی
ME: به آرامش میرسی
ME: خب
ME: برو سراغ چیز هایی که بهت آرامش واقعی میده؛ نه کاذب
ME: منظورم رو متوجه هستی؟
ME: سراغ مشروب و اینا نرو که فقط برای یه مدت کوتاهی ذهنت رو از همه چیز فارق کنه، برو سراغ چیزی که وادارت کنه فکر کنی و عمیق بشی…
A Friend: صابر من تو زندگیم خیلی چیزا تجربه کردم
A Friend: واقعن نمیدونم الان چی منو به ارامش میرسونه
ME: خب از همون تجربیاتت استفاده کن
ME: باز هم میگم، برو سراغ اون چیزایی که آرامش واقعی میدن…
ME: موسیقی
ME: صحبت کردن
ME: قدم زدن
ME: خوابیدن
ME: دوش گرفتن
ME: ورزش کردن
ME: دعا کردن
ME: دیدن دوستانت
ME: فیلم دیدن
ME: هر چیزی
A Friend: نمی دونم
A Friend: شاید درست میگی
ME: رفیق، فقط سعی کن به خودت کمک کنی…